زن ایرانی امروز افسار پاره کرده است . لگام گسیخته است . مرزهای وحشیت طبیعت ، تحجر شریعت ، قانون قبیله و آیین ایل و عائله را در هم نوردیده ، وارد امروز شده است . زن ایرانی دیگر چپیده در پتو و تپیده در پستو نیست . زن ایرانی پا از پیله بیرون گذاشته و بی پروا پرواز می کند .
اسپـرم متحرک است . وول می خورد . تخمـک اما ثابت است . ساکن است . بر این اساس ، این نر است که فاعل است . کننده است . خواهان است . عامل است . و ماده پذیرنده است . مفعول است . پذیرفته است که کرده شود . زیر باشد . انتخاب بشود . خوانده باشد . این قانون طبیعت است . نظام حیات وحش است . قانون زندگی وحشیانه است . حکم شریعت است . قانون قبیله و آیین ایل است .
اما زن ایرانی امروز سلطه نمی پذیرد . مایملک کسی ، تحت تملک نمی شود . زیر نمی ماند . زیر بار نمی رود . تحقیر نمی شود . تن به توسری نمی دهد . زن ایرانی دیگر خانه دار خانواده و خایـه مال شوهر نیست . زن ایرانی ِ مغفول تاریخ دیگر مفعول نیست . امروز دین مرتجع است که مفعول شده است . کار از کشف حجاب گذشته است . زن ایرانی کشف عـورت کرده است . خودش را کشف کرده است . قدرت عورت اش را. قیمت عورت اش را . هویت اش را کشف و کسب کرده است . زن ایرانی به جای اینکه آیینه به میان پاهایش بگذارد ، خودش را ، قیمت و قدرت اش را در آیینه جامعه می بیند . در تریبون نماز جمعه می بیند . در راهپیمایی های خود جوش می بیند . در ون های گشت ارشاد می بیند . چشم بندش را برداشته ، چادر و چارقد و چاقچورش را کنده و عریان شده . عریان جامعه اش را دیده و محوریت خودش را باور کرده است . محوریت ، قدرت و قیمت عورتش را در تریبون نماز جمعه و در راهپیمایی های خود جوش دیده است . محبوبیت عورت اش و محدودیت خودش را دیده و به قضاوت نشسته است . او خودش را کشف کرده و سهمش را می خواهد . قدر می خواهد . قدرت می خواهد . کار از احقاق حق گذشته است . زن ایرانی اعمال قدرت می کند . امروز دین خداست که مفعول شده است . خداست که مفعول شده است . عرف و سنت بدوی ِ بادیه است که مفعول شده است.
زن ایرانی قیام کرده است . قیامت کرده است. دست نیافتنی شده است . امروز زن ایرانی است که انتخاب می کند . زن ایرانی است که جهت حرکت جامعه را تعیین می کند . مرد را ، مردم را به دنبال خود می کشاند . امروز مرد ایرانی است که مفعول شده است .