باور نمی کنی ؟ / تهوع / سر گیجه / درد / تب / باید بمیری / باید / باور نمی کنی ؟
به اتمام / به انجام / و آخر / ته دیگ / گیم آور / باور نمی کنی ؟
سوهان / اعصاب / اشک / چشم / دریچه روان است / شکسته / باور نمی کنی ؟
ایمان / زیبا / لطیف / باور کن / باور / مادر / هراس / جمود / سکون / و تکرار و تکرار و تکرار و تکرار و تکرار و تکرار / برای لوپ / اند نمی خواهد؟ / باورش نمی کنی؟
تیغ / سیانور / قرص / نایلون / چسب / نفت / کبریت / گلوله / طناب / خواب روی خواب / باور نمی کنی ؟
فرار / گریز / بدرود / بدرود بدرود بدرود بدرود…………….
**************************************************************************
خیال نکن ما روانی و کس خل و مشنگ بودیم
ما فقط زور نداشتیم .
وگرنه ما هم میدانستیم که یک نفر را
به زور به دنیا آوردن و شکنجه کردن و کشتن
عین ظلم و زور گویی و قلدری است.
ای خایه دار متعال
**************************************************************************
و من تنها به دار می نگرم .
در دور دست من فقط همین دار است که سو سو می زند .
که اگر دار نبود ، نمی دانم چه می شدم .
و خودم را چه می کردم .
دار برای ما ضروری است .
که آتش تپانی – نشانی برای شهر .
دار رها می سازد و آب سرد می دارد .
جهت یادآوری حس آرامش ، دار را یاد آر .
آری یاد دار ، دار را .
یاد آر ز دار .
**************************************************************************
سیلی میزدم
پشت سر هم
دیوانه وار
سیلی آبدار
چشم های خیس
بغض مشت شده
« خود کشی کردن سخته
**************************************************************************
صفای دل
یعنی همین گنجشک و اشک
یعنی همین دل های جز غاله شده
یعنی سلام به خورشید
یعنی خداحافظ
یعنی خدای من که الله ناجوانمردانه رد صلاحیت اش کرد
**************************************************************************
اگه بدونی
اگه بفهمی
زندگی فقط یه خاطره نیست
زندگی چند تا خاطره است
اولین حرف وبلاگیم این بود
« من در سال 1389 خودکشی خواهم کرد و آن موقع فقط برای یک چیز پشیمانم ، اینکه چرا هفده هجده سال پیش خود کشی نکردم .»
حالا بعد از این مدت که واقعا” ورژنم بالا تر رفته ،هنوز هم به این جمله باور دارم .رضو که به واسطه هروئین و قرص می خواست بره دانشگاه . یادمه یه نوشته وبلاگی دیگه گفته بودم که رضو دقیقا” آینده منه .( البته اگر تا وقتی که همسن اون بشم ، خودکشی نکنم ) یادمه همون موقع گفته بودم « من که تحمل امروز خودمو ندارم ، گذشته هم که داره له و لورده ام می کنه ، دیگه به هیچ عنوان طاقت دیدن فردامو ندارم. » همه اون وبلاگ ها رو دیلیت کردم . چون احساس می کردم باید حرکت کنم . چه زجری بود . هم باید شکنجه می شدی ، هم باید کار می کردی . حالا که کار ندارم شکنجه ها دیگه داره عادی می شه . سرنوشت هر کس رو پیشونیش نوشته . این حقیقته . پیشونی هیچ چیز جز همین ژن های خارکسه نیست . ژن خوانندگی . ژن رزمندگی . ژن رقصندگی . ژن افسردگی . ژن خود کشی . ژن کس کشی .خلاصه این ژن ها خیلی تاثیر دارن . ( مهم نیستند ، مثل همه چیز. ) بعد از اون کودکی و بزرگ شدن و بالغ شدن و جلق زدن . اینها هم خیلی موثرند . و در نهایت آرزو ها . شهوت ها . پیشنهاد ها . اما آخرش خیلی خشه . مرگ . امروز خود به خود توی جدوله با مدادم نوشتم مرگ . نمیدونم چرا . دلیل نداشت . خیلی وقته که نرفتم پیاده روی . دیگه کاملا” به مرگ متمایل شدم . ولی … . ولی هیچی . واقعا” هیچی . گاهی وقتا هیچ جوکی به اندازه « تحصیل درفرانسه » خنده دار نیست
**************************************************************************
خوانده بودم
درس گرفته بودم
مخش کردم
یاد گرفته بودم
سگی که غرق میشه اگه شنا نکنه
سگ بودم
شنا کردم
بلد نبودم
یاد گرفتم
یادم رفت
غرق شدم
یادم آمد
دست و پا بزن ،
اشتباه است
دست و پا نزن ،
درست است
« اهمیت نده ، مهم نیست ، فراموش کن »
یادم نرود
**************************************************************************
حقیقت همین است
حق حقیقت همین است
همین حق حقیقت است
حقیقت نیست جز،
جز حقیقت نیست ،
که
هیچ حقیقتی نیست
هیچ حقیقتی است.
همین حقیقت هیچ جز هیچ نیست
که
حقش همین است .
که زور بیشتر ،
حقیقت هستی
حق خدا
زورش بیشتر از من بود .
لعبتکانیم که لب کانمان بتون ریختند.
که از این بدتر هم می شد ،
که از این بدتر می شود ،
که بدبخت همیشه پاش می لنگه
که من باید می مردم .
که قافیه قاب عکس فقط چمن است .
چقدر دیر فهمیدم که همین حقیقت بود : شعر حیات من قافیه چمنش ، قاب عکس بود .
چقدر خوب بود آفتاب رو به موت پاییزی از بین برگ های درخت و تو که راه می روی و حالت خوب است و کوچه باغ زیبایی است و دیوار کاه گلی . یعنی همه چیز هیچ شده که انگار زنده ای و نوار مغزت مرگ نیست و حالا بهداشتی شده که بوی دود هم می آمد . ژاکت و کاپشن .خودم را دوست داشتم . تنها تر از خودم نبودم. فحش کیر تو همه چی نمیدادم و بی خبر بودم . کاش می مردم ………………………………………………………………………………………. .
**************************************************************************
شما باید به زندگی خودتان معنا بدهید. هر کس برای خودش یک معنا و مفهوم را بر می گزیند. بر اساس خواسته ها ، هدف ها و آرزو ها. من هم بر این اساس خواسته خودم را مرگ و هدف خودم را خود کشی ( آرزوها هم که پیش از این به هلاکت رسیده بودند) اعلام داشته و برای خودم آرزوی موفقیت می کنم.