کفن پوش ِ سیاه پوش ِ تابوت بر دوش
جسد من بر دوش خودم می رود
و همه ی آن میمون های حیوان
جیغ جیغ هیق هیق غیژ غیژ
به حال و روز من می خندند
از کوره راه باریک ِ کنار دره ی درد
فقط میمون های حـشری به سلامت می گذرند
فقط حیوان های وحشـی
موش های کور
بز های کوه
من سقوط کرده ام
سقط شده ام
از ترس دره به راس قله نگاه می کردم
به دنبال ِ خیال ِ خام ِ خدا
اَهـه اَه ، ول کن دیگه بابا اسدالله