Dear Mr. President

لاشـی بین المللی . ایران را فاحـشه دیپلماتیک کرده اید آقای رییس جمهور . روسـپی سیاسی . ایران را جـنده ی جامعه جهانی کرده اید آقای پریزدنت . مستر پریزدنت . تن مام میهن مان را انداخته اید وسط ، از سرخپوست های کُکی بولیویا و ونزوئلا، تا سیاه پوست های آدم خوار ِ کانیبال موریتانیا و سومالیا . کس مام میهن را انداخته اید وسط ، کـس مادرتان را انداخته اید وسط ، همه چیز را تاراج زده اید. به یغما برده اید . چینی های سگ مصب ِ سگ خور. کره شمالی هم مسلک چمن خور . لجن خور . هر کس می آید حظی می برد ، تکه ای می کند و می برد ، به فیضی می رسد و شما به فضل الهی یک روز دیگر ، یک دم دیگر ، ایران را ، ایران ویران را ، به ید توانا به قوت بازو ، با دست پلاستیکی رهـبر معظـم انقلاب ، هر کشوری  می آید ما را ، مام ما را ، می گـاید و می رود و یه آب هم روش . بی هیچ نتیجه ای . بی هیچ نصیب و منفعتی . مفتی . مجانی . افغانستان می آید آبت را ، امارات خاکت را.  مگر همین پوتین نبود که می گفت من در رهبر ایران سیمای مسیح را دیده ام . سیمای یک بی پدر . ضجه تان را شنیدم آقای رییس جمهور . پیام تان را شنیدم . شبیه جنـده تا بیخ خورده بود : ما با هم همسایه بودیم نامرد ! مگه نگفتی با من دوستی ؟ حالا که خرت را از پل ، تا بیخ خـایه ، تا بیخ گلو ، کردی ، رفتی ؟ بی هیچ مزدی و منتی . بی هیچ نصیب و منفعتی . باز هم مفتی . مجانی . فقط برای اینکه یک بار دیگر ، یک سال دیگر ، یک آن دیگر ، سوار بر قاطر قدرت ، بر قطار قدرت و یک دانشجوی جلقـی دیگر را ، یک دختر پریـود ضعیفه دیگر را باتوم باتوم کنید . وقت اجرای سناریوی آخر است آقای رییس جمهور . پیش به سوی ساعت صفر …

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.