ونوس کوچولو را با زبان شستم ، کشتم

من معنای ِ من ام

تو معنای من

در تو هم که باشم همان هیچم

تو برای دنیا هم

من برای تو هم

آیا

یک اسباب بازی هم نیستم ؟

یک گرگ قصه هم ؟

یک خرس ِ خسته هم ؟

کفن پوش ِ سیاه پوش ِ تابوت بر دوش

جسد من بر دوش خودم می رود

و همه ی آن میمون های حیوان

جیغ جیغ هیق هیق غیژ غیژ

به حال و روز من می خندند

از کوره راه باریک ِ کنار دره ی درد

فقط میمون های حـشری به سلامت می گذرند

فقط حیوان های وحشـی

موش های کور

بز های کوه

من سقوط کرده ام

سقط شده ام

از ترس دره به راس قله نگاه می کردم

به دنبال ِ خیال ِ خام ِ خدا

اَهـه اَه ، ول کن دیگه بابا اسدالله

یکی بود

یکی نبود

من بودم

کباب و کبود

من نبودم و

هیچکس نفهمید یکی کم بود

لطفا ً از فست فود ما چیزی نخرید . هـات داگ و برگر و هیچی نخورید . شما که نمی دانید . ما که می دانیم نمی خوریم . ما که کارگر موقت حاج ممد آقا هستیم به شما می گوییم کـیـر ِ خر ِ ما را نخورید . گربه تنوری نخرید . دل و روده – لوزالمعده ی فرآوری شده با کرم ِ گاو های پیر را ، تخـمدان سگ های ولگرد لواسانات و حومه را ، کـون مرغ های دردی ِ دزدی ِ حرام شده را ، ستون فقرات چرخ شده ی موش های ولیعصر ( عج ) را ، اسـپرم کرم ها و ان ِ عنکبوت ها را ، اعما و احشا سوسک ها را ، کرک روی پشت پشه ها را ، باسیل ها و آمیب ها و تک یاخته ای ها را ، گـه پیرزن ها را ، پشم در کـون حاج ممد آقا را ، عرق زیر بغل ما ها را ، این زهر مار ها را نخرید و نخورید.

بعد از یه عومری خیر سرم رفته بودم جینده خانـَه ، دیدم بلا به دور یه پیرزنه همکلاس حضرت نوح ، لینگش هوا کرده سیگار می کشه ، صد و پنجاه کیلو هم عرض خرس ، اینگار مادر فولاد زره دیو ، موهاش ِ قیرمز کرده ، قیافش عینهو جن . به همه جونوری شبیه ِ ایلا به جینده . کـیرم که پا نشد هیچی خایـه هامم جوفت شد رفت چسبید به لوزه هام . تو دلم گفتم چیطوریه که تو بالا شهر جینده ها همه باربی و سایز صفرن ، همه جوون ان ، کـیـر می خورن کــون می دن لـیـس می زنن ولی تو پایین شهر ما مجبوریم خانوم هاویشام ِ کـیـر بزنیم ؟ هزار تا سیفلیس و سـوزاک و ایدس و هیپاتیک و کوفت و درد هم بگیریم ؟ تازه اونا پول توجیبی یه روزشون ِ می دن ما پول یه ماه حقوق سگدو زدن . رفتم سر چها راه یه داس و چکش گیرفتم دستم ، داد زدم اینا تو کوس ننه ات کاپ تالیسم ، زینده باد کومونیسم ( یا حداقل سس یالیسم )

من نه رسولم نه مدعی

من خودم خدا بوده ام

خودم خدای خوب خودم

من از خلق خدا

من از مخلوقین خالق نما

نبوده ام

من خالق خدای خودم بودم

من قاتل خدا و خودم و خوبی

من نه رسولم نه مدعی

من از حلق طبیعت

و از عمق حقیقت

فریاد

می کشم

به نام جـلـق ( یا کـاندوم )

کانون همه جنایات ، اون پیر ِ سگ پدر ِ بی پیره

منشا تمام این مکافات اون پیر سگ مصب بی پدره

عامل کل خسارات و کثافات ، پدره ، این سر سگ صاحب جـنده خواهره ، کـسه مادره

آلت جرم زنده ی همه ی جنایات قرون و اعصار ، کـیر پدره ، کـس مادره